عبدالرحیم جعفری (1298-1394)
فارسی، انگلیسی، عربی، ترکی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، ژاپنی، ارمنی، روسی،‌فنلاندی و ...
به کانال تلگرام واژه بپیوندید.
لغت‌نامه دهخدا (علی‌اکبر دهخدا)
فر کیانی فارسی به فارسی
[ف َرْ ر]
{ترکیب وصفی ، ا مرکب}
فره کیانی . خوره . خره . (حاشیه برهان چ معین ). نوری که از خدای تعالی بر خلایق فایز شود که به وسیله آن قادر شوند به ریاست و حرفتها و صنعت ها. (برهان : خوره ). رجوع به فره و خوره و نیز رجوع به حاشیه برهان چ معین ذیل لغت خوره شود.