استثمار
(اِ تِ) [ ع . ] (مص م .) بهره برداری کردن از دسترنج دیگری .
الاستغلال
الاستغلال
بهره کشی
بهره كشي
[ ثمر ] الف) 1-میوهخواهی، بَرجویی 2-بَهرِهکشی// ب)کنکاش خواستن، سگالِش خواستن
● exploitation
exploitation ==> [.n]: بهره بردارى، انتفاع، استخراج، استثمار
[ا ت]
{ع مص}
میوه خواستن .* میوه چیدن . (غیاث ).* از رنج دیگری برخوردن .
{ع مص}
میوه خواستن .* میوه چیدن . (غیاث ).* از رنج دیگری برخوردن .


