دماغه
(دَ غِ) (اِ.) 1 - هر چیز پیش آمده ای که شبیه دماغ باشد. 2 - پیش رفتگی خشکی در دریا.
الراس , الرییس , الراس البحری , الانف
الراس , الرييس , الراس البحري , الانف
پارسی است: 1-پیشآمدگیِ کوه 2-پیشرفتگی خاک در آب
● foreland, eadland, eck, ose, oint, tem
Chef (m),Haupt (m),Kopf (m),Leiter (m),Nase (f),Vorderteil (m)
مکانیکcam ==> [.n]: دندانه (در مسلسل)، تپه کوچکجغرافیcape ==> دماغه، شنلhead ==> [.adj. & n]: نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم [.vt]: سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)headland ==> [.n]: دماغه، پرتگاهness ==> [.n]: دماغه، برجستگىnose ==> [.vi. & n]: بینى، عضو بویایى، نوک بر آمده هر چیزى، دماغه، بو کشیدن، بینى مالیدن به، مواجه شدن با nose promontory ==> [.n]: دماغه بلند، راس، پرتگاه، برآمدگى، دماغهforeland ==> (promontory & headland =) ـ [.n]: زمین جلو آمدهneck ==> گردن، گردنه، تنگه، ماچ و نوازش کردن neck point ==> [.vt. & n]: نقطه، ممیز، اشاره کردن، نوک، سر، نکته، ماده، اصل، موضوع، جهت، درجه، امتیاز بازى، نمره درس، پوان، هدف، مسیر، مرحله، قله، پایان، تیز کردن، گوشه دار کردن، نوکدار کردن، نوک گذاشتن (به)، خاطر نشان کردن، نشان دادن، متوجه ساختن، نقطه گذارى کردن point stem ==> [.v]: ستاک، ساقه، تنه، میله، گردنه، دنباله، دسته، ریشه، اصل، دودمان، ریشه لغت قطع کردن، ساقه دار کردن، بند آوردن stem
[دُ غ َ / غ]
{ا}
تاج باز شکاری و جز آن . (ناظم الاطباء) (از آنندراج ):
هر کس که به غیر او نظربازی کرد
شد عینک او دماغه دیده او.
{ا}
تاج باز شکاری و جز آن . (ناظم الاطباء) (از آنندراج ):
هر کس که به غیر او نظربازی کرد
شد عینک او دماغه دیده او.
شرف (از آنندراج ).
[دَ غ َ / غ]
{ا}
بینی کوه و تیغه کوه . (ناظم الاطباء). نوکی پیش آمده از کوه . (یادداشت مولف ).* کمان کشتی . تماغه . (ناظم الاطباء).* چوبی به درازای در میان دو مصراع و متصل به یکی از آن دو که درز میانین را پوشد چون دو لنگه را پیش کنند یعنی ببندند. (یادداشت مولف ).
-دماغه در ; بینی در. محجوبه . انف باب . رتاج . (یادداشت مولف ).
* راس یعنی نوک پیش آمده از خاک در دریا. نوک زبانه خشکی در آب . راس . سنگپوز یا قطعه زمینی کمابیش نوک دار که در دریا یا در دریاچه پیش رفته باشد. (دایرةالمعارف فارسی ). راس الرجاء الصالح ; دماغه امیدنیک . (از یادداشت مولف ).
{ا}
بینی کوه و تیغه کوه . (ناظم الاطباء). نوکی پیش آمده از کوه . (یادداشت مولف ).* کمان کشتی . تماغه . (ناظم الاطباء).* چوبی به درازای در میان دو مصراع و متصل به یکی از آن دو که درز میانین را پوشد چون دو لنگه را پیش کنند یعنی ببندند. (یادداشت مولف ).
-دماغه در ; بینی در. محجوبه . انف باب . رتاج . (یادداشت مولف ).
* راس یعنی نوک پیش آمده از خاک در دریا. نوک زبانه خشکی در آب . راس . سنگپوز یا قطعه زمینی کمابیش نوک دار که در دریا یا در دریاچه پیش رفته باشد. (دایرةالمعارف فارسی ). راس الرجاء الصالح ; دماغه امیدنیک . (از یادداشت مولف ).


