صوافی
فارسی فارسی
لغت‌نامه دهخدا
[ص َ]
{ع ص ،ا}
ج صافیة، و آن ضیاع خاص سلطان است . (الوزراء والکتاب حاشیه ص 115). خالصه دولتی: و اقطعه مالاً من الصوافی . (الوزراء و الکتاب ص 115).* صوافی ملوک ; خالصه پادشاهان . املاک خالصه .