هلفدونی
فارسی فارسی
واژه‌نامه معین
(هُ لُ) (اِمر.)(عا.) 1 - زندان . 2 - سیاه - چال .

عامیانه‌

clink ==> [.v]: جلنگ جلنگ صدا کردن، به صدا درآوردن (شیشه)

خودمانی‌

cooler ==> [.adj. & vt. & n]: خنک، خنک کردن، چاییدن، سرد، خونسرد، آرام کردن cool

hoosegow ==> (زبان عامیانه، آمریکایى) زندان، محبس، محل محصور

hoosgow

pen ==> قلم، کلک، شیوه نگارش، خامه، نوشتن، آغل، حیوانات آغل، خانه ییلاقى، نگاشتن، بستن، درحبس انداختن pen

quod ==> [.v. & n]: زندان

calaboose ==> [.n]: زندان، محبس، حبس


فارسی فارسی
لغت‌نامه دهخدا
1 ـ زندان. 2 ـ سیاه ـ چال.