استثمار
فارسی فارسی
واژه‌نامه معین
(اِ تِ) [ ع . ] (مص م .) بهره برداری کردن از دسترنج دیگری .
الاستغلال
الاستغلال
بهره کشی
بهره كشي
فارسی فارسی
فرهنگ پارسیمان
[ ثمر ] الف) 1-میوه‌خواهی، بَرجویی 2-بَهرِهکشی// ب)کنکاش خواستن، سگالِش خواستن
انگلیسی فارسی
فرهنگ آریانپور
● exploitation

exploitation ==> [.n]: بهره بردارى، انتفاع، استخراج، استثمار


فارسی فارسی
لغت‌نامه دهخدا
[ا ت]
{ع مص}
میوه خواستن .* میوه چیدن . (غیاث ).* از رنج دیگری برخوردن .