شکرینه
انگلیسی فارسی
فرهنگ آریانپور
● sweet

sweet ==> [.adj. & n]: شیرین، خوش، مطبوع، نوشین sweet


فارسی فارسی
لغت‌نامه دهخدا
[ش َ ک َ ن یا ن َ]
{ص نسبی ، ا}
منسوب به شکر. شکرین . شکری . شیرین . (یادداشت مولف ).* نوعی از حلوای شکر که به تازی ناطف گویند. (از انجمن آرا) (از برهان ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ناطف . قباط. قبیط. قبیطاء. قبیطی . شکرینه که حلواییست . (منتهی الارب ) (یادداشت مولف ). ناطف . قبیطی . (اقرب الموارد). ابوالقوام . شکرینج . (یادداشت مولف ): شکرینه ، که از شکر فایق کنند معتدل باشد و سده کمتر تولد کند و بهتر حلواها این است و محرور دفع مضرت او به میوه های ترش کنند. (ذخیره خوارزمشاهی ). ناطفی ; شکرینه فروش . (منتهی الارب ).