اخشار
فارسی فارسی
لغت‌نامه دهخدا
[اَ]
{ا}
قلی . خشار. (مقدمةالادب زمخشری ص 59). اَشْخار. شَخار. رجوع به اَشْخار و شَخار و قَلی شود.