جگن
فارسی فارسی
واژه‌نامه معین
(جَ گَ) (اِ.) 1 - گیاهی است باتلاقی که دارای الیاف محکم می باشد، ژگن و گجن هم گویند. 2 - پوشال .
الزبالت
الزبالت
انگلیسی فارسی
فرهنگ آریانپور
● straw

گیاه‌ شناسی‌

sedge ==> [.n]: (گیاه شناسى) سعد کوفى، جگن، زنبق زرد

bulrush ==> [.n]: نى، بوریا، جگن، پیزر

junk ==> جگن، نى، جنس اوراق و شکسته، آشغال، کهنه و کم ارزش، جنس بنجل، به دور انداختن، بنجل شمردن، قایق ته پهن چینى

wattle ==> [.v]: چپر، ترکه براى ساختن سبد، ترکه، جگن، نرده گذارى کردن، بستن، پیچیدن

straw ==> [.adj. & n]: ماشوره، کاه، بوریا، حصیر، نى، پوشال بسته بندى، ناچیز straw


فارسی فارسی
لغت‌نامه دهخدا
[ج َ گَ]
{ا}
گیاهی است باطلاقی که در صنعت کاغذسازی بکار آید. نباتی است که در آب روید و بوریاکنند. و آنرا در مازندران گرز گویند و پنبه آنرا لوئی نامند. (یادداشت مولف ). گیاهان تیره جگن ها همه در زمین های باطلاقی میروید و ساقه های آنها سه گوشه و برگهای آنها در سه ردیف بر روی ساقه قرار دارند. غلاف برگهای آنها مانند گندمیان شکاف ندارد. خامه تخمدان آنها نیز سه شاخه است . انواع مهم این تیره عبارتند از: جگن و پاپیروس و غیره . نی بوریا اگر چه ساقه گرد دارد ولی نزدیک بآنهاست . (گیاه شناسی گل گلاب ص 297). نوعی پارچه . جکن . رجوع به جکن شود:
جگن را طلب کرد از افتکون
که رنگین وباجاه آمد برون .

نظام قاری (دیوان ص 181).


در گلستان شمیم کلی و جگن دلم
در جیب وآستین صبا و شمال یافت .

نظام قاری (دیوان ص 51).


-امثال :
مگر سر دنیا را با جگن پوشانده اند ; قوانینی و شرع و مقرراتی هست .