دودلی
( دو دلی .) (حامص .) شک و تردید.
التردد
الشک , التردد
● indecisiveness, rresolution
● ambivalence, emur, oubt, ubiety, esitancy, esitation, ndecision, imbo, ualm, uestion, cruple, crupulosity, ncertainty, acillation, ibration
indecisivenessirresolution ==> [.n]: بى عزمى، تردیدindecision ==> [.n]: بى تصمیمى، دو دلى، بى عزمى، تردید، تامل
ambivalence ==> [.n]: توجه ناگهانى و دلسردى ناگهانى نسبت به شخص یا چیزى، دمدمى مزاجى، داراى دو جنبهdemur ==> [.v. & n]: کمرویى کردن، ناز، (حقوق) تقاضاى درنگ یا مکث کردن، (معنى مجازى) درنگ کردن، مهلت خواستن، استثنا قائل شدن، تاخیر، تردید راىdoubt ==> [.v. & n]: شک، تردید، شبهه، گمان، دودلى، نامعلومى، شک داشتن، تردید کردن doubt dubiety ==> [.n]: شک، تردید، فریبhesitancy ==> (hesitance =) ـ درنگ، دودلى، تردیدhesitation ==> [.n]: درنگ، تبعید، تامل، دودلىindecision ==> [.n]: بى تصمیمى، دو دلى، بى عزمى، تردید، تاملlimbo ==> [.n]: کنار دوزخ، برزخqualm ==> [.n]: حالت تهوع، عدم اطمینان، بیم، تردید، ناخوشى همه جاگیرscrupulosity ==> وسواس، بیم، دقت زیادuncertainty ==> [.n]: تردید، نامعلومى، شک، چیز نامعلوم، بلاتلکیفىvacillation ==> [.n]: آونگ نوسان، حرکت نوسانى، دودلىacatalepsy ==> دودلى، تردید، موضوع غیر قابل درک، مکتب (شکاکیون)، فلسفه ى احتمالىhesitance ==> (hesitancy =) ـ درنگ، دودلى، تردید
[دُ د]
{حامص مرکب}
حالت و چگونگی دودل . ارتیاب . شک ورزیدن . دودل بودن .دودله بودن . تردید. تردد. تعلل . شک . ذبذبة. تذبذب . شک و تردید. مردد بودن . (یادداشت مولف ):
ادبم مکن که خردم خللم مبین که خاکم
ببر از نهاد و طبعم دودلی و ده زبانی .
{حامص مرکب}
حالت و چگونگی دودل . ارتیاب . شک ورزیدن . دودل بودن .دودله بودن . تردید. تردد. تعلل . شک . ذبذبة. تذبذب . شک و تردید. مردد بودن . (یادداشت مولف ):
ادبم مکن که خردم خللم مبین که خاکم
ببر از نهاد و طبعم دودلی و ده زبانی .
نظامی .


