لکنته
(لَ کَ تِ) (ص .) (عا.) قراضه، از کار افتاده .
● crap, ecrepit, ld, ickety
ماشینآلاتcranky ==> [.adj]: بدخوخودمانیbeatupcrap ==> دیلار، گندم سیاه، تلخه، تفاله، چرند، نوعى قمار، به دار زدن، قماربازى کردنdecrepit ==> [.adj]: سالخورده و فرتوت، ضعیف و ناتوان، خیلى پیرold ==> [.adj. & n]: پیر، سالخورده، کهن سال، مسن، فرسوده، دیرینه، قدیمى، کهنه کار، پیرانه، کهنه، گذشته، سابقى، باستانى old rickety ==> [.adj]: (پزشکى) نرم استخوان، سست، ضعیف، لق، زهوار در رفته
[ل َ ک َ ت َ / ت]
{ص}
لکنت . لکنتی . چهارپای و یا دَد پیر و موی ریخته و ضعیف شده . کلته . فرسوده . شکسته . در تداول عوام ، پیر و لاغر و مردنی .* صفت آلتی یا چیزی فرسوده و ازکارافتاده ، چون : ساعت و شمشیرو آفتابه و کارد و چاقو و کالسکه و درشکه و جز آن .
{ص}
لکنت . لکنتی . چهارپای و یا دَد پیر و موی ریخته و ضعیف شده . کلته . فرسوده . شکسته . در تداول عوام ، پیر و لاغر و مردنی .* صفت آلتی یا چیزی فرسوده و ازکارافتاده ، چون : ساعت و شمشیرو آفتابه و کارد و چاقو و کالسکه و درشکه و جز آن .


