خردیزه
● atomic, article
atomic ==> [.adj]: اتمى، تجزیه ناپذیر، هسته اى، ذره اى، مربوط به جوهر فرد، ریز atomic particle ==> [.n]: خرده، ریزه، ذره، لفظ، حرف
[خ َ رزَ / ز]
{ترکیب وصفی ، ا مرکب}
خری که برنگ خاکستریست و از کاکل تا دستش خط سیاه خاکستری کشیده شده .
-امثال :
خر دیزه است ; که مرگ خود را خواهد برای زیان صاحبش . مَثَل برای آنکس که بجهت ضرر رساندن بدیگران حاضر است خود متحمل ضرر بسیار شود.
{ترکیب وصفی ، ا مرکب}
خری که برنگ خاکستریست و از کاکل تا دستش خط سیاه خاکستری کشیده شده .
-امثال :
خر دیزه است ; که مرگ خود را خواهد برای زیان صاحبش . مَثَل برای آنکس که بجهت ضرر رساندن بدیگران حاضر است خود متحمل ضرر بسیار شود.


