انار
( اَ ) [ په . ] ( اِ.) = نار: درختچه ای از تیرة موردی ها دارای برگ های بیضوی و گل های قرمزرنگ . میوه اش درشت و دارای پوست سرخ و کلفت و دانه های آبدار و خوشمزه می باشد.
■
sf
melagrana
---------------- Ghowli@gmail.com
melagrana
---------------- Ghowli@gmail.com
کشاورزی و شیلات : carthaginian apple , grenade , pomegranate tree
عمومی : pomegranate
صنایع غذایی : pomegranate
زیست شناسی : punica granatum L , pomegranate
عمومی : pomegranate
صنایع غذایی : pomegranate
زیست شناسی : punica granatum L , pomegranate
نام انگلیسی: Pomegranate
نام علمی: Punica
--------------------------------------------------
اثرات درمانی:
میوهای است سرشار از ویتامین و به علت داشتن آهن و سایر عناصر دیگر دیر هضم می باشد .خوردن دانه های انار به مراتب بهتر از نوشیدن آب اناراست . انار میوه ای است که به آن خون ساز می گویند و به همین علت بهترین موقع برای مصرف آن صبح وقبل از صبحانه است . انار مقوی قلب، مفرح، دفع کننده چربی، رفع کننده سموم اغلب عفونتهای داخلی، دافع حرارت می باشد و خوردن انار با پرده های سفید آن شکم را دباغی میکند، رب انار، برگ انار در ضعف معده، کمی اشتها، تهوع، ضعف عمومی، تصفیه خون، خاصه در دختران جوان و دررفع میگرن بسیار مفید است.دانه های میوه جنگلی انار در معالجه اسهال بسیار موثر است . اب انار شیرین باشکر ونشاسته برای درد سینه وسرفه توصیه می شود . رب انار نیز برای رفع خماری موثر است.
نام علمی: Punica
--------------------------------------------------
اثرات درمانی:
میوهای است سرشار از ویتامین و به علت داشتن آهن و سایر عناصر دیگر دیر هضم می باشد .خوردن دانه های انار به مراتب بهتر از نوشیدن آب اناراست . انار میوه ای است که به آن خون ساز می گویند و به همین علت بهترین موقع برای مصرف آن صبح وقبل از صبحانه است . انار مقوی قلب، مفرح، دفع کننده چربی، رفع کننده سموم اغلب عفونتهای داخلی، دافع حرارت می باشد و خوردن انار با پرده های سفید آن شکم را دباغی میکند، رب انار، برگ انار در ضعف معده، کمی اشتها، تهوع، ضعف عمومی، تصفیه خون، خاصه در دختران جوان و دررفع میگرن بسیار مفید است.دانه های میوه جنگلی انار در معالجه اسهال بسیار موثر است . اب انار شیرین باشکر ونشاسته برای درد سینه وسرفه توصیه می شود . رب انار نیز برای رفع خماری موثر است.
گیاه شناسیpomegranate ==> [.n]: (گیاه شناسى) انار، درخت انارgranadier ==> (گیاه شناسى) انار، درخت انار، نارنجک انداز
[اَ]
{ا}
درختچه ایست از تیره موردیها که گاهی آنرا تیره ای مستقل محسوب دارند و بنام انارها نامند، پوست آن خاکستری و برگهایش بیضوی و گلهایش بالنسبه بزرگ و قرمزرنگاست . (فرهنگ فارسی معین ). میوه آن درشت و دارای پوست سرخ و کلفت است . دانه های آن شفاف و آبدار و بیشترسرخ رنگ است و دور آنرا پوسته نازکی با موادی غذایی فراگرفته است . (از یادداشت مولف ) (از گیاه شناسی حسین گل گلاب ص 232). رمان . (برهان قاطع، ذیل رومنا) (ناظم الاطباء). و بلغت زند، رومنا. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) . نار. درخت انار در جلگه های کرانه دریای مازندران بحال وحشی فراوان است ، در نزدیکی مراوه تپه نیز دیده میشود و آنرا همه جا انار میخوانند. انار درختی است کوچک که در خاکهای شنی خوب میروید. چوب آن دارای مازوج فراوان است و در رنگرزی مصرف میشود. ریشه آن نیز دارای آلکالوئیدی است که سمیت دارد و بمقدار کم برای از میان بردن کرم تنیا در پزشکی مصرف میشود. (از جنگل شناسی کریم ساعی ج 1 ص 244). انار دارای اقسامی است ، شیرین و بیدانه آنرا که املیسی نامند لطیفتر از سایر اقسام و سرد باعتدال و در اول تر و با قوه قابضه و قلیل الغذا و مولد خلط صالح و نفاخ است و از این جهت باعث نعوظ محرورین است و مدر بول و مفتح و جالی و ملین طبع و مورث تشنگی است و خوردن آن بعد از طعام سبب انحدار آن و جهت تصفیه روح کبدی و تقویت جگر و استسقاء لحمی و زقی و سوءالقنیه و یرقان و سپرز و خفقان و الم سینه وسرفه حار و صاف کردن آواز و فربه کردن بدن و نفوذ فرمودن غذا و رفع جرب و حکه و نیکو کردن رنگ رخسار نافع و اکثار آن مفسد غذا و مرخی معده و مصلحش انار ترش و در باردالمزاج زنجبیل پرورده است . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ). و رجوع بهمان متن و رمان شود.
درخت کوچک معروفی است که از عصاره [ میوه ] آن شراب ترتیب میدادند و درخت مذکور بنوعی بزرگ شود که انسان میتواند در سایه آن ماوی گزیند. و لباس وافود رئیس کهنه با انارها مزین میگشت و بدین جهت انارهای بسیاری دراماکن مختلف هیکل میکاشته اند. (از قاموس کتاب مقدس ): و اگر شکم سخت نبود آنگاه سیب و انار و آبی خام بکوبد و... (هدایة المتعلمین چ دانشگاه مشهدص 376). و ما ببلخ بودیم بچند دفعت مجمزان رسیدند ازقصدار سه و چهار و پنج و نامهای یوسف آوردند و ترنج و انار و نیشکر. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 251).
دلش پاره پاره شود چون انار
کرا تیغ تو بگذرد در ضمیر.
کشتن و مردن که بر نقش تن است
چون انار و سیب را بشکستن است .
شگفت نیست دلم چون انار اگر بکفید
که قطره قطره خونش بارغوان ماند.
عقل عاجز شود از خوشه زرین عنب
فهم حیران شود از حقه یاقوت انار.
زآنکه در خوان چنین میوه ضرورت باشد
مثل شفتالو و تالانه و انگور و انار.
نارپستان صنمی شاخ انار.
درویشی در حضرت ایشان پاره ای نار آورده بود... حضرت خواجه انار را قسمت کردند. (انیس الطالبین ص 97).
-آب انارین (انار ترش و شیرین ) ; آب انارین که باپیه افشرده باشند از نیم رطل تا یک رطل و بیست مثقال شکر خام مسهل صفرا و مقوی معده و جهت تبهای صفراوی و یرقان و جرب و حکه نافع و ضماد مطبوخ مهرای آن باپوست و تخم جهت جرب و حکه صفراوی مجرب و طلای مطبوخ آن با شراب جهت تحلیل اورام بی عدیل است و مضمضه آب آن جهت قروح خبیثه دهان و قلاع و اکتحالش جهت ناخنه و سبل نافع و ضماد عصاره آن که در طبخ غلیظ شده باشد با قدری عسل جهت قروح خبیثه و قرحه بینی و گوشت زیاد زخمها و درد گوش مفید است و سویق آن قابض و جهت رفع خواهش خوردن گل و امثال آن زنان حامله را موثر است . و چون آب انارین را در ظرف مس بقوام آورند برای سلاق و حرب و تقویت باصره و جراحات مزمنه خبیثه نافع و چون جوف آنرا خالی کنند و روغن گل سرخ در آن بریزند و بآتش نرم گذارند و در گوش چکانند برای درد آن بسیار موثر است . (از تحفه حکیم مومن ).
-انار افشره ; انار افشرج . رب الرمان . (ابن البیطار).
-اناربا ; آش انار. (ذخیره خوارزمشاهی ). حبرمیه . (یادداشت مولف ) . نارباج . (دهار).
-انار بیدانه ; قسمی انار است که هسته و استخوان سخت باریک دارد.
-انار پوست ; پوست انار: گل سرخ و عصی الراعی و انار پوست اندر گلاب بپزند و بدان مضمضه میکنند [ شاید در اصل: کنند ] . (ذخیره خوارزمشاهی ).
-انار ترش و شیرین ; بعربی مزّ و بفارسی میخوش گویند، در سردی و تری مایل باعتدال است و انار ترش در دوم سرد و خشک و قابض و مدر بول و مسکن حرارت معده و غلیان خون و مانع سیلان مواد معده و جهت رفع خمار و قی و خفقان حار و منع صعود بخار غذا و رفع دخانیه آن نافع و اکثار آن مورث قرحه امعا و سحج و مضر مبرود و مشعف جاذبه جگر و قوه باه و مصلحش انار شیرین و زنجبیل پرورده است . (تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ).
-اناردان (مخفف اناردانه ) ; بفارسی حب الرمانست ، و اناردان قابضتر از رب هریک است و در افعال قویتر و کوبیده ترش آن با مویز بالسویه و خمس آن زیره کرمانی جهت رفع قی و تقویت معده مجربست و مضرسحج و سرفه و مصلحش مویز و گردکان و بدلش سماق است .(از تحفه حکیم مومن ).
-انار دشتی ; مظ، که اکثر در کوه سرات روید بار ندارد ودر شکوفه آن انگبینی باشد که آنرا بمکند. (از منتهی الارب ، ذیل م ظ ظ). ضبر. (از منتهی الارب ، ذیل ض ب ر).
-انار طوقدار ; نوعی از انار است . (آنندراج ).
-انارگیرا ; غوره کوکنار. رجوع به همین ماده شود.
-انار مشک ; انار مصری . (فرهنگ رشیدی ).
-پوست انار ; پوست انار بغایت قابض و بارد و مجفف است و سفوف آن با عفص مسهل بعصر اخلاطسوخته و برای رفع آتشک بسیار مفید و جلوس در آب طبیخ آن برای سیلان حیض و خروج مقعد و ضماد آن با عسل برای رفع آثار آبله و طلای سوخته آن با عسل بر سینه و معده برای منع نزف الدم و قی الدم و نفث الدم و حقنه باآب آن که با برنج و جو مقشر بوداده جوشانیده باشند جهت رفع اسهال و سحج و مضمضه بآب طبیخ آن جهت تقویت لثه و آشامیدن آن برای سلس البول و شستن مقعد بآن برای قطع خون بواسیر و امراض مقعد و آشامیدن ساییده آن بقدر یک درهم با آب گرم جهت رفع کرم بی عدیل است . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ). و رجوع به انار پوست در همین ترکیبات شود.
-رب انار ; رب انار ترش در افعال قویتر از آب آنست . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ).
-رب انار شیرین ; در افعال قویتر از آب او و مرخی معده و مصلحش مصطکی است . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ). و رجوع به همین متن و رمان شود.
-رب انارین ; رب انارین در دوم سرد و در اول خشک و قابض و برای التهاب و تشنگی مفرط وتبهای تند و قی و خمار و رفع فساد خواهش حوامل و فساد رنگ رخسار و رفع غم نافع است . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ).
-گل انار ; گل انار در افعال مثل گلنار فارسی است و برای قطع خون بُن دندان و التیام جراحات و فتقو قلاع و ضماد آن با برگ رز بر فم معده جهت قی مفرط و عصاره آن با گلاب جهت منع ریختن مواد بچشم و رفع ورم وبا آب بارتنگ جهت قرحه احلیل و با آب جهت ابتدای داخس و خراش پا که از موزه و کفش شده باشد و با سرکه جهت باد سرخ نافع و عصاره پوست و پیه آن قائم مقام گل آنست و خوردن هفت عدد از آن که هنوز باز نشده باشد بنهجی که دست گرفته گلها را ناشتا بلع کنند برای قطع خون و بروز دمل و رمد تا یک سال آزموده است و دانهای زردی که در اقماع انار میباشد شبیه به ذرورد در افعال مثل تخم گل است . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ).
-مثل انار ترکیدن ; دفعةً بگریه افتادن پس از خودداری . (یادداشت مولف ).
-امثال :
انار سمنان و شعر سلمان در هیچ جای نیست . (علاءالدوله سمنانی ).
{ا}
درخت کوچک معروفی است که از عصاره [ میوه ] آن شراب ترتیب میدادند و درخت مذکور بنوعی بزرگ شود که انسان میتواند در سایه آن ماوی گزیند. و لباس وافود رئیس کهنه با انارها مزین میگشت و بدین جهت انارهای بسیاری دراماکن مختلف هیکل میکاشته اند. (از قاموس کتاب مقدس ): و اگر شکم سخت نبود آنگاه سیب و انار و آبی خام بکوبد و... (هدایة المتعلمین چ دانشگاه مشهدص 376). و ما ببلخ بودیم بچند دفعت مجمزان رسیدند ازقصدار سه و چهار و پنج و نامهای یوسف آوردند و ترنج و انار و نیشکر. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 251).
دلش پاره پاره شود چون انار
کرا تیغ تو بگذرد در ضمیر.
کمال اسماعیل .
کشتن و مردن که بر نقش تن است
چون انار و سیب را بشکستن است .
مولوی .
شگفت نیست دلم چون انار اگر بکفید
که قطره قطره خونش بارغوان ماند.
سعدی .
عقل عاجز شود از خوشه زرین عنب
فهم حیران شود از حقه یاقوت انار.
سعدی .
زآنکه در خوان چنین میوه ضرورت باشد
مثل شفتالو و تالانه و انگور و انار.
بسحاق.
نارپستان صنمی شاخ انار.
جامی .
درویشی در حضرت ایشان پاره ای نار آورده بود... حضرت خواجه انار را قسمت کردند. (انیس الطالبین ص 97).
-آب انارین (انار ترش و شیرین ) ; آب انارین که باپیه افشرده باشند از نیم رطل تا یک رطل و بیست مثقال شکر خام مسهل صفرا و مقوی معده و جهت تبهای صفراوی و یرقان و جرب و حکه نافع و ضماد مطبوخ مهرای آن باپوست و تخم جهت جرب و حکه صفراوی مجرب و طلای مطبوخ آن با شراب جهت تحلیل اورام بی عدیل است و مضمضه آب آن جهت قروح خبیثه دهان و قلاع و اکتحالش جهت ناخنه و سبل نافع و ضماد عصاره آن که در طبخ غلیظ شده باشد با قدری عسل جهت قروح خبیثه و قرحه بینی و گوشت زیاد زخمها و درد گوش مفید است و سویق آن قابض و جهت رفع خواهش خوردن گل و امثال آن زنان حامله را موثر است . و چون آب انارین را در ظرف مس بقوام آورند برای سلاق و حرب و تقویت باصره و جراحات مزمنه خبیثه نافع و چون جوف آنرا خالی کنند و روغن گل سرخ در آن بریزند و بآتش نرم گذارند و در گوش چکانند برای درد آن بسیار موثر است . (از تحفه حکیم مومن ).
-انار افشره ; انار افشرج . رب الرمان . (ابن البیطار).
-اناربا ; آش انار. (ذخیره خوارزمشاهی ). حبرمیه . (یادداشت مولف )
-انار بیدانه ; قسمی انار است که هسته و استخوان سخت باریک دارد.
-انار پوست ; پوست انار: گل سرخ و عصی الراعی و انار پوست اندر گلاب بپزند و بدان مضمضه میکنند [ شاید در اصل: کنند ] . (ذخیره خوارزمشاهی ).
-انار ترش و شیرین ; بعربی مزّ و بفارسی میخوش گویند، در سردی و تری مایل باعتدال است و انار ترش در دوم سرد و خشک و قابض و مدر بول و مسکن حرارت معده و غلیان خون و مانع سیلان مواد معده و جهت رفع خمار و قی و خفقان حار و منع صعود بخار غذا و رفع دخانیه آن نافع و اکثار آن مورث قرحه امعا و سحج و مضر مبرود و مشعف جاذبه جگر و قوه باه و مصلحش انار شیرین و زنجبیل پرورده است . (تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ).
-اناردان (مخفف اناردانه ) ; بفارسی حب الرمانست ، و اناردان قابضتر از رب هریک است و در افعال قویتر و کوبیده ترش آن با مویز بالسویه و خمس آن زیره کرمانی جهت رفع قی و تقویت معده مجربست و مضرسحج و سرفه و مصلحش مویز و گردکان و بدلش سماق است .(از تحفه حکیم مومن ).
-انار دشتی ; مظ، که اکثر در کوه سرات روید بار ندارد ودر شکوفه آن انگبینی باشد که آنرا بمکند. (از منتهی الارب ، ذیل م ظ ظ). ضبر. (از منتهی الارب ، ذیل ض ب ر).
-انار طوقدار ; نوعی از انار است . (آنندراج ).
-انارگیرا ; غوره کوکنار. رجوع به همین ماده شود.
-انار مشک ; انار مصری . (فرهنگ رشیدی ).
-پوست انار ; پوست انار بغایت قابض و بارد و مجفف است و سفوف آن با عفص مسهل بعصر اخلاطسوخته و برای رفع آتشک بسیار مفید و جلوس در آب طبیخ آن برای سیلان حیض و خروج مقعد و ضماد آن با عسل برای رفع آثار آبله و طلای سوخته آن با عسل بر سینه و معده برای منع نزف الدم و قی الدم و نفث الدم و حقنه باآب آن که با برنج و جو مقشر بوداده جوشانیده باشند جهت رفع اسهال و سحج و مضمضه بآب طبیخ آن جهت تقویت لثه و آشامیدن آن برای سلس البول و شستن مقعد بآن برای قطع خون بواسیر و امراض مقعد و آشامیدن ساییده آن بقدر یک درهم با آب گرم جهت رفع کرم بی عدیل است . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ). و رجوع به انار پوست در همین ترکیبات شود.
-رب انار ; رب انار ترش در افعال قویتر از آب آنست . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ).
-رب انار شیرین ; در افعال قویتر از آب او و مرخی معده و مصلحش مصطکی است . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ). و رجوع به همین متن و رمان شود.
-رب انارین ; رب انارین در دوم سرد و در اول خشک و قابض و برای التهاب و تشنگی مفرط وتبهای تند و قی و خمار و رفع فساد خواهش حوامل و فساد رنگ رخسار و رفع غم نافع است . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ).
-گل انار ; گل انار در افعال مثل گلنار فارسی است و برای قطع خون بُن دندان و التیام جراحات و فتقو قلاع و ضماد آن با برگ رز بر فم معده جهت قی مفرط و عصاره آن با گلاب جهت منع ریختن مواد بچشم و رفع ورم وبا آب بارتنگ جهت قرحه احلیل و با آب جهت ابتدای داخس و خراش پا که از موزه و کفش شده باشد و با سرکه جهت باد سرخ نافع و عصاره پوست و پیه آن قائم مقام گل آنست و خوردن هفت عدد از آن که هنوز باز نشده باشد بنهجی که دست گرفته گلها را ناشتا بلع کنند برای قطع خون و بروز دمل و رمد تا یک سال آزموده است و دانهای زردی که در اقماع انار میباشد شبیه به ذرورد در افعال مثل تخم گل است . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ).
-مثل انار ترکیدن ; دفعةً بگریه افتادن پس از خودداری . (یادداشت مولف ).
-امثال :
انار سمنان و شعر سلمان در هیچ جای نیست . (علاءالدوله سمنانی ).
[اُ]
{اخ}
شهر کوچکی است از نواحی آذربایجان دارای آب و گیاه فراوان ، بین آن و اردبیل هفت فرسنگ از کوهستان است و بیشتر میوه های اردبیل از این شهر است از ولایت بیشکین صاحب اهر و وراوی بشمار است . (از معجم البلدان ). ده اُنار جزءدهستان مشکین خاوری بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر احتمالاً همان شهر کوچکی است که یاقوت وصف کرده ، مشخصات این ده در فرهنگ جغرافیایی ایران (ج 4) بشرح زیر است : واقع در 28هزارگزی خاوری مشکین شهر و 2هزارگزی راه شوسه مشکین شهر به اردبیل با 1697 تن سکنه . آب آن ازچشمه و انارچائی و محصول آن غلات ، حبوب و میوه است .
{اخ}
شهر کوچکی است از نواحی آذربایجان دارای آب و گیاه فراوان ، بین آن و اردبیل هفت فرسنگ از کوهستان است و بیشتر میوه های اردبیل از این شهر است از ولایت بیشکین صاحب اهر و وراوی بشمار است . (از معجم البلدان ). ده اُنار جزءدهستان مشکین خاوری بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر احتمالاً همان شهر کوچکی است که یاقوت وصف کرده ، مشخصات این ده در فرهنگ جغرافیایی ایران (ج 4) بشرح زیر است : واقع در 28هزارگزی خاوری مشکین شهر و 2هزارگزی راه شوسه مشکین شهر به اردبیل با 1697 تن سکنه . آب آن ازچشمه و انارچائی و محصول آن غلات ، حبوب و میوه است .
[اَ]
{اخ}
[ شهرکیست ] بر راه رودان از پارس و [ جای ] بانعمت . (حدود العالم چ دانشگاه ص 129). در هفتادوپنج میلی یزد، نیمه راه یزد و شهربابک شهر انار است که در جهت جنوب خاوری شصت میل تا بهرام آباد فاصله دارد. اکنون انار و بهرام آباد هر دو از توابع ایالت کرمان اند ولی این ولایت در قرون وسطی از توابع فارس بوده است و آنرا ولایت روذان میگفتند. سه شهر مهم این ولایت ابان (که انار امروز است ) و اذکان و اناس (حوالی بهرام آباد) میباشند. (از سرزمینهای خلافت شرقی ص 307) . انار امروزه یکی از دهستانهای پنج گانه شهرستان رفسنجان و حدود آن بقرار زیر است : از شمال بدهستان بافق یزد، از خاور بدهستان نوق و از جنوب بدهستان کشکوئیه و ارتفاعات شهربابک و از باختر بارتفاعات شهربابک . مرکز این دهستان نیز انار است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8). انار نام دهستان و انار نام ده مرکز دهستان هر دو ذیلاً می آید.
{اخ}
[ شهرکیست ] بر راه رودان از پارس و [ جای ] بانعمت . (حدود العالم چ دانشگاه ص 129). در هفتادوپنج میلی یزد، نیمه راه یزد و شهربابک شهر انار است که در جهت جنوب خاوری شصت میل تا بهرام آباد فاصله دارد. اکنون انار و بهرام آباد هر دو از توابع ایالت کرمان اند ولی این ولایت در قرون وسطی از توابع فارس بوده است و آنرا ولایت روذان میگفتند. سه شهر مهم این ولایت ابان (که انار امروز است ) و اذکان و اناس (حوالی بهرام آباد) میباشند. (از سرزمینهای خلافت شرقی ص 307)
[اَ]
{اخ}
یک از دهستانهای پنج گانه شهرستان رفسنجان و در شمال باختری آن واقع و دارای هوای معتدل است . آب آن از قنات و محصول عمده آن غلات ، لبنیات ، پسته ، پنبه و حبوب است . 36 آبادی بزرگ و کوچک و 4500 تن جمعیت دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).
{اخ}
یک از دهستانهای پنج گانه شهرستان رفسنجان و در شمال باختری آن واقع و دارای هوای معتدل است . آب آن از قنات و محصول عمده آن غلات ، لبنیات ، پسته ، پنبه و حبوب است . 36 آبادی بزرگ و کوچک و 4500 تن جمعیت دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).
[اَ]
{اخ}
دهی است از شهرستان رفسنجان با 2800 تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن غلات ، پنبه ، پسته ، صیفی و لبنیات است . دارای ادارات دولتی و20 باب دکان است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).
{اخ}
دهی است از شهرستان رفسنجان با 2800 تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن غلات ، پنبه ، پسته ، صیفی و لبنیات است . دارای ادارات دولتی و20 باب دکان است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).
{اخ}
[ شهرکیست ] سردسیر با نعمت بسیار بر حد میان پارس و بیابان . (حدود العالم چ دانشگاه ص 136). فرهنگ جغرافیایی ایران امروزه جایی را بنام انار در فارس نشان نمیدهد.
[ شهرکیست ] سردسیر با نعمت بسیار بر حد میان پارس و بیابان . (حدود العالم چ دانشگاه ص 136). فرهنگ جغرافیایی ایران امروزه جایی را بنام انار در فارس نشان نمیدهد.
{اخ}
نام رستاقی در قم و نیز وادی قم را میگفته اند. در تاریخ قم (ص 23) آمده است : انار در اصل اناربار بوده است بعد از آن اختصار کردند در او و گفتند انار، و انار اسم وادی قم بوده وبار اسم کنار وادی و رهگذر آن و این رستاق را اناربار نام کردند ازبرای آنکه بر کنار وادی واقع شده . و در ص 21 آمده : آب تیمره و انار بدین زمین که امروزه قبضه قم است جمع میشد. و در ص 58 آمده : [ رستاق ] انار شصت دیه [ دارد ] . و در ص 113 در ضمن تفصیل ضیعتهاو دیهها انار [ دیه یا ضیعه ] از رستاق خوی بشمار آمده . صاحب فرهنگ جغرافیایی ایران ، جایی بنام انار درشهرستان قم ذکر نکرده است . و رجوع به اناربار شود.
نام رستاقی در قم و نیز وادی قم را میگفته اند. در تاریخ قم (ص 23) آمده است : انار در اصل اناربار بوده است بعد از آن اختصار کردند در او و گفتند انار، و انار اسم وادی قم بوده وبار اسم کنار وادی و رهگذر آن و این رستاق را اناربار نام کردند ازبرای آنکه بر کنار وادی واقع شده . و در ص 21 آمده : آب تیمره و انار بدین زمین که امروزه قبضه قم است جمع میشد. و در ص 58 آمده : [ رستاق ] انار شصت دیه [ دارد ] . و در ص 113 در ضمن تفصیل ضیعتهاو دیهها انار [ دیه یا ضیعه ] از رستاق خوی بشمار آمده . صاحب فرهنگ جغرافیایی ایران ، جایی بنام انار درشهرستان قم ذکر نکرده است . و رجوع به اناربار شود.


