انار
( اَ ) [ په . ] ( اِ.) = نار: درختچه ای از تیرة موردی ها دارای برگ های بیضوی و گل های قرمزرنگ . میوه اش درشت و دارای پوست سرخ و کلفت و دانه های آبدار و خوشمزه می باشد.
sf
melagrana
---------------- Ghowli@gmail.com
کشاورزی و شیلات : carthaginian apple , grenade , pomegranate tree

عمومی : pomegranate

صنایع غذایی : pomegranate

زیست شناسی : punica granatum L , pomegranate
نام انگلیسی: Pomegranate

نام علمی: Punica
--------------------------------------------------
اثرات درمانی:
میوهای است سرشار از ویتامین و به علت داشتن آهن و سایر عناصر دیگر دیر هضم می باشد .خوردن دانه های انار به مراتب بهتر از نوشیدن آب اناراست . انار میوه ای است که به آن خون ساز می گویند و به همین علت بهترین موقع برای مصرف آن صبح وقبل از صبحانه است . انار مقوی قلب، مفرح، دفع کننده چربی، رفع کننده سموم اغلب عفونتهای داخلی، دافع حرارت می باشد و خوردن انار با پرده های سفید آن شکم را دباغی میکند، رب انار، برگ انار در ضعف معده، کمی اشتها، تهوع، ضعف عمومی، تصفیه خون، خاصه در دختران جوان و دررفع میگرن بسیار مفید است.دانه های میوه جنگلی انار در معالجه اسهال بسیار موثر است . اب انار شیرین باشکر ونشاسته برای درد سینه وسرفه توصیه می شود . رب انار نیز برای رفع خماری موثر است.

گیاه‌ شناسی‌

pomegranate ==> [.n]: (گیاه شناسى) انار، درخت انار

granadier ==> (گیاه شناسى) انار، درخت انار، نارنجک انداز


[اَ]
{ا}
درختچه ایست از تیره موردیها که گاهی آنرا تیره ای مستقل محسوب دارند و بنام انارها نامند، پوست آن خاکستری و برگهایش بیضوی و گلهایش بالنسبه بزرگ و قرمزرنگاست . (فرهنگ فارسی معین ). میوه آن درشت و دارای پوست سرخ و کلفت است . دانه های آن شفاف و آبدار و بیشترسرخ رنگ است و دور آنرا پوسته نازکی با موادی غذایی فراگرفته است . (از یادداشت مولف ) (از گیاه شناسی حسین گل گلاب ص 232). رمان . (برهان قاطع، ذیل رومنا) (ناظم الاطباء). و بلغت زند، رومنا. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) . نار. درخت انار در جلگه های کرانه دریای مازندران بحال وحشی فراوان است ، در نزدیکی مراوه تپه نیز دیده میشود و آنرا همه جا انار میخوانند. انار درختی است کوچک که در خاکهای شنی خوب میروید. چوب آن دارای مازوج فراوان است و در رنگرزی مصرف میشود. ریشه آن نیز دارای آلکالوئیدی است که سمیت دارد و بمقدار کم برای از میان بردن کرم تنیا در پزشکی مصرف میشود. (از جنگل شناسی کریم ساعی ج 1 ص 244). انار دارای اقسامی است ، شیرین و بیدانه آنرا که املیسی نامند لطیفتر از سایر اقسام و سرد باعتدال و در اول تر و با قوه قابضه و قلیل الغذا و مولد خلط صالح و نفاخ است و از این جهت باعث نعوظ محرورین است و مدر بول و مفتح و جالی و ملین طبع و مورث تشنگی است و خوردن آن بعد از طعام سبب انحدار آن و جهت تصفیه روح کبدی و تقویت جگر و استسقاء لحمی و زقی و سوءالقنیه و یرقان و سپرز و خفقان و الم سینه وسرفه حار و صاف کردن آواز و فربه کردن بدن و نفوذ فرمودن غذا و رفع جرب و حکه و نیکو کردن رنگ رخسار نافع و اکثار آن مفسد غذا و مرخی معده و مصلحش انار ترش و در باردالمزاج زنجبیل پرورده است . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ). و رجوع بهمان متن و رمان شود.
درخت کوچک معروفی است که از عصاره [ میوه ] آن شراب ترتیب میدادند و درخت مذکور بنوعی بزرگ شود که انسان میتواند در سایه آن ماوی گزیند. و لباس وافود رئیس کهنه با انارها مزین میگشت و بدین جهت انارهای بسیاری دراماکن مختلف هیکل میکاشته اند. (از قاموس کتاب مقدس ): و اگر شکم سخت نبود آنگاه سیب و انار و آبی خام بکوبد و... (هدایة المتعلمین چ دانشگاه مشهدص 376). و ما ببلخ بودیم بچند دفعت مجمزان رسیدند ازقصدار سه و چهار و پنج و نامهای یوسف آوردند و ترنج و انار و نیشکر. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 251).
دلش پاره پاره شود چون انار
کرا تیغ تو بگذرد در ضمیر.

کمال اسماعیل .


کشتن و مردن که بر نقش تن است
چون انار و سیب را بشکستن است .

مولوی .


شگفت نیست دلم چون انار اگر بکفید
که قطره قطره خونش بارغوان ماند.

سعدی .


عقل عاجز شود از خوشه زرین عنب
فهم حیران شود از حقه یاقوت انار.

سعدی .


زآنکه در خوان چنین میوه ضرورت باشد
مثل شفتالو و تالانه و انگور و انار.

بسحاق.


نارپستان صنمی شاخ انار.

جامی .


درویشی در حضرت ایشان پاره ای نار آورده بود... حضرت خواجه انار را قسمت کردند. (انیس الطالبین ص 97).
-آب انارین (انار ترش و شیرین ) ; آب انارین که باپیه افشرده باشند از نیم رطل تا یک رطل و بیست مثقال شکر خام مسهل صفرا و مقوی معده و جهت تبهای صفراوی و یرقان و جرب و حکه نافع و ضماد مطبوخ مهرای آن باپوست و تخم جهت جرب و حکه صفراوی مجرب و طلای مطبوخ آن با شراب جهت تحلیل اورام بی عدیل است و مضمضه آب آن جهت قروح خبیثه دهان و قلاع و اکتحالش جهت ناخنه و سبل نافع و ضماد عصاره آن که در طبخ غلیظ شده باشد با قدری عسل جهت قروح خبیثه و قرحه بینی و گوشت زیاد زخمها و درد گوش مفید است و سویق آن قابض و جهت رفع خواهش خوردن گل و امثال آن زنان حامله را موثر است . و چون آب انارین را در ظرف مس بقوام آورند برای سلاق و حرب و تقویت باصره و جراحات مزمنه خبیثه نافع و چون جوف آنرا خالی کنند و روغن گل سرخ در آن بریزند و بآتش نرم گذارند و در گوش چکانند برای درد آن بسیار موثر است . (از تحفه حکیم مومن ).
-انار افشره ; انار افشرج . رب الرمان . (ابن البیطار).
-اناربا ; آش انار. (ذخیره خوارزمشاهی ). حبرمیه . (یادداشت مولف ) . نارباج . (دهار).
-انار بیدانه ; قسمی انار است که هسته و استخوان سخت باریک دارد.
-انار پوست ; پوست انار: گل سرخ و عصی الراعی و انار پوست اندر گلاب بپزند و بدان مضمضه میکنند [ شاید در اصل: کنند ] . (ذخیره خوارزمشاهی ).
-انار ترش و شیرین ; بعربی مزّ و بفارسی میخوش گویند، در سردی و تری مایل باعتدال است و انار ترش در دوم سرد و خشک و قابض و مدر بول و مسکن حرارت معده و غلیان خون و مانع سیلان مواد معده و جهت رفع خمار و قی و خفقان حار و منع صعود بخار غذا و رفع دخانیه آن نافع و اکثار آن مورث قرحه امعا و سحج و مضر مبرود و مشعف جاذبه جگر و قوه باه و مصلحش انار شیرین و زنجبیل پرورده است . (تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ).
-اناردان (مخفف اناردانه ) ; بفارسی حب الرمانست ، و اناردان قابضتر از رب هریک است و در افعال قویتر و کوبیده ترش آن با مویز بالسویه و خمس آن زیره کرمانی جهت رفع قی و تقویت معده مجربست و مضرسحج و سرفه و مصلحش مویز و گردکان و بدلش سماق است .(از تحفه حکیم مومن ).
-انار دشتی ; مظ، که اکثر در کوه سرات روید بار ندارد ودر شکوفه آن انگبینی باشد که آنرا بمکند. (از منتهی الارب ، ذیل م ظ ظ). ضبر. (از منتهی الارب ، ذیل ض ب ر).
-انار طوقدار ; نوعی از انار است . (آنندراج ).
-انارگیرا ; غوره کوکنار. رجوع به همین ماده شود.
-انار مشک ; انار مصری . (فرهنگ رشیدی ).
-پوست انار ; پوست انار بغایت قابض و بارد و مجفف است و سفوف آن با عفص مسهل بعصر اخلاطسوخته و برای رفع آتشک بسیار مفید و جلوس در آب طبیخ آن برای سیلان حیض و خروج مقعد و ضماد آن با عسل برای رفع آثار آبله و طلای سوخته آن با عسل بر سینه و معده برای منع نزف الدم و قی الدم و نفث الدم و حقنه باآب آن که با برنج و جو مقشر بوداده جوشانیده باشند جهت رفع اسهال و سحج و مضمضه بآب طبیخ آن جهت تقویت لثه و آشامیدن آن برای سلس البول و شستن مقعد بآن برای قطع خون بواسیر و امراض مقعد و آشامیدن ساییده آن بقدر یک درهم با آب گرم جهت رفع کرم بی عدیل است . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ). و رجوع به انار پوست در همین ترکیبات شود.
-رب انار ; رب انار ترش در افعال قویتر از آب آنست . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ).
-رب انار شیرین ; در افعال قویتر از آب او و مرخی معده و مصلحش مصطکی است . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ). و رجوع به همین متن و رمان شود.
-رب انارین ; رب انارین در دوم سرد و در اول خشک و قابض و برای التهاب و تشنگی مفرط وتبهای تند و قی و خمار و رفع فساد خواهش حوامل و فساد رنگ رخسار و رفع غم نافع است . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ).
-گل انار ; گل انار در افعال مثل گلنار فارسی است و برای قطع خون بُن دندان و التیام جراحات و فتقو قلاع و ضماد آن با برگ رز بر فم معده جهت قی مفرط و عصاره آن با گلاب جهت منع ریختن مواد بچشم و رفع ورم وبا آب بارتنگ جهت قرحه احلیل و با آب جهت ابتدای داخس و خراش پا که از موزه و کفش شده باشد و با سرکه جهت باد سرخ نافع و عصاره پوست و پیه آن قائم مقام گل آنست و خوردن هفت عدد از آن که هنوز باز نشده باشد بنهجی که دست گرفته گلها را ناشتا بلع کنند برای قطع خون و بروز دمل و رمد تا یک سال آزموده است و دانهای زردی که در اقماع انار میباشد شبیه به ذرورد در افعال مثل تخم گل است . (از تحفه حکیم مومن ، ذیل رمان ).
-مثل انار ترکیدن ; دفعةً بگریه افتادن پس از خودداری . (یادداشت مولف ).
-امثال :
انار سمنان و شعر سلمان در هیچ جای نیست . (علاءالدوله سمنانی ).
[اُ]
{اخ}
شهر کوچکی است از نواحی آذربایجان دارای آب و گیاه فراوان ، بین آن و اردبیل هفت فرسنگ از کوهستان است و بیشتر میوه های اردبیل از این شهر است از ولایت بیشکین صاحب اهر و وراوی بشمار است . (از معجم البلدان ). ده اُنار جزءدهستان مشکین خاوری بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر احتمالاً همان شهر کوچکی است که یاقوت وصف کرده ، مشخصات این ده در فرهنگ جغرافیایی ایران (ج 4) بشرح زیر است : واقع در 28هزارگزی خاوری مشکین شهر و 2هزارگزی راه شوسه مشکین شهر به اردبیل با 1697 تن سکنه . آب آن ازچشمه و انارچائی و محصول آن غلات ، حبوب و میوه است .
[اَ]
{اخ}
[ شهرکیست ] بر راه رودان از پارس و [ جای ] بانعمت . (حدود العالم چ دانشگاه ص 129). در هفتادوپنج میلی یزد، نیمه راه یزد و شهربابک شهر انار است که در جهت جنوب خاوری شصت میل تا بهرام آباد فاصله دارد. اکنون انار و بهرام آباد هر دو از توابع ایالت کرمان اند ولی این ولایت در قرون وسطی از توابع فارس بوده است و آنرا ولایت روذان میگفتند. سه شهر مهم این ولایت ابان (که انار امروز است ) و اذکان و اناس (حوالی بهرام آباد) میباشند. (از سرزمینهای خلافت شرقی ص 307) . انار امروزه یکی از دهستانهای پنج گانه شهرستان رفسنجان و حدود آن بقرار زیر است : از شمال بدهستان بافق یزد، از خاور بدهستان نوق و از جنوب بدهستان کشکوئیه و ارتفاعات شهربابک و از باختر بارتفاعات شهربابک . مرکز این دهستان نیز انار است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8). انار نام دهستان و انار نام ده مرکز دهستان هر دو ذیلاً می آید.
[اَ]
{اخ}
یک از دهستانهای پنج گانه شهرستان رفسنجان و در شمال باختری آن واقع و دارای هوای معتدل است . آب آن از قنات و محصول عمده آن غلات ، لبنیات ، پسته ، پنبه و حبوب است . 36 آبادی بزرگ و کوچک و 4500 تن جمعیت دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).
[اَ]
{اخ}
دهی است از شهرستان رفسنجان با 2800 تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن غلات ، پنبه ، پسته ، صیفی و لبنیات است . دارای ادارات دولتی و20 باب دکان است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).
{اخ}
[ شهرکیست ] سردسیر با نعمت بسیار بر حد میان پارس و بیابان . (حدود العالم چ دانشگاه ص 136). فرهنگ جغرافیایی ایران امروزه جایی را بنام انار در فارس نشان نمیدهد.
{اخ}
نام رستاقی در قم و نیز وادی قم را میگفته اند. در تاریخ قم (ص 23) آمده است : انار در اصل اناربار بوده است بعد از آن اختصار کردند در او و گفتند انار، و انار اسم وادی قم بوده وبار اسم کنار وادی و رهگذر آن و این رستاق را اناربار نام کردند ازبرای آنکه بر کنار وادی واقع شده . و در ص 21 آمده : آب تیمره و انار بدین زمین که امروزه قبضه قم است جمع میشد. و در ص 58 آمده : [ رستاق ] انار شصت دیه [ دارد ] . و در ص 113 در ضمن تفصیل ضیعتهاو دیهها انار [ دیه یا ضیعه ] از رستاق خوی بشمار آمده . صاحب فرهنگ جغرافیایی ایران ، جایی بنام انار درشهرستان قم ذکر نکرده است . و رجوع به اناربار شود.