ناجی
[ ع . ] (اِفا.) 1 - نجات یابنده، خلاص شونده . 2 - رهاننده، نجات دهنده .
المنقذ
● fairy godmother, esort, avior, aviour

عامیانه‌

lifesaver ==> نجات دهنده زندگانى، عضو دسته نجات غریق و امثال آن

fairy godmother

resort ==> [.v. & n]: ملجا، پناهگاه، پاتوق، ملاقات مکرر، رفت و آمد مکرر، دوباره دسته بندى کردن، متشبث شدن به، متوسل شدن

savior ==> (saviour =) ـ نجات دهنده، ناجى

saviour ==> (savior =) ـ نجات دهنده، ناجى


{ع ص}
رستگار از عقوبت . نجات یابنده . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (غیاث اللغات ). رهنده و خلاص شونده . (ناظم الاطباء). نجات یابنده و رستگار. (فرهنگ نظام ). رهنده . (شمس اللغات ). نجات یافته . رهائی یافته . رسته . رستگار. رهیده . خلاص یافته مقابل هالک و ماخوذ: روابباید داشتن که ابوبکر و عمر به قیامت دل بر رافضیان ... خوش بکنند و همه ناجی باشند. (کتاب النقض ص 482). و ایشان ناجی و رستگار باشند. (کتاب النقض ص 482).
گنه نبود و عبادت نبود و بر سر خلق
نوشته بود که این ناجی است و آن ماخوذ.

سعدی .


* منجی . رهاننده . نجات دهنده . رستگاری بخشنده .* صاحب راز. (آنندراج ).* پوست بازکننده از شتر.* تغوطکننده . (ناظم الاطباء). ج ، نواج . رجوع به نجو شود.
{ص نسبی}
منسوب به بنوناجیة از عرب است به حذف ها و یاء. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
{اخ}
لقب ابوالمتوکل علی بن داود. (منتهی الارب ).
{اخ}
لقب ابوصدیق بکربن عمر. (منتهی الارب ). یکی از محدثان است .
{اخ}
لقب ابوعبیده . (منتهی الارب ). ابوعبیده بکربن الاسود از روات حدیث است . (الانساب سمعانی ).
{اخ}
لقب ریحان بن سعید. (منتهی الارب ). محدثی است .
{اخ}
از القاب حضرت نوح است . (ناظم الاطباء).
{اخ}
لقب ابوالحسن میمون بن نجیح از رواة است و از حسن بن ابی الحسن روایت میکند. (سمعانی ).
{اخ}
لقب سلیمان بن الاسود است و اهل بصره و از راویان حدیث . (از سمعانی ).
{اخ}
لقب ابراهیم بن نافع الجلاب بصره ای است ، وی از رواة حدیث است و از مبارک بن فضالة و عمربن موسی الوجهی و دیگران روایت کرده است . (از سمعانی ).
{اخ}
آلبینو. مستشرق ایتالیائی است که رسائل ابن سینا را به سال 1897 م . به زبان ایتالیائی ترجمه کرد. (از اعلام المنجد).
{اخ}
ابن محمد قفطانی . از خوش نویسان قرن سیزدهم هجری است . رجوع شودبه فهرست کتابخانه مدرسه عالی سپه سالار ج 2 ص 621.
{اخ}
ابوالصدیق بکربن قیس الناجی از اهالی بصره و از رواة است و به سال 180 ه' . ق. درگذشته است . (از انساب سمعانی ). رجوع به بکربن قیس شود.
{اخ}
(ال' ...) جهم بن مسعود، از اشراف مرو بود و در آنجا منزلتی داشت و در فتنه ضحاک بن قیس به سال 128 ه' . ق. کشته شد. رجوع به جهم بن مسعود شود.
{اخ}
سالم بن هلال ملقب به ناجی از راویان خبر است . وی از ابوالصدیق ناجی روایت کرده است و یحیی بن سعیدالقطان از او روایت کرده است . (از سمعانی ).
{اخ}
عبادبن منصور، از تابعین است و به نقل صاحب تاریخ گزیده تا زمان ابودوانق در حیات بوده است . (از تاریخ گزیده ص 250). ابوسلمه عبادبن منصور الناجی از مردم شام است و در بصره منصب قضا داشت . وی از ایوب السخستانی [کذا، ظ: سجستانی ] روایت حدیث کرده و در صحیح بخاری به روایت او استشهاد شده است . (از الانساب سمعانی ).