کنا
(کُ یا کَ) (اِ.) زمین، زمینی که کنارهای آن را جهت کشت مرز بسته باشند.

دستور زبان‌

subject ==> [.v]: نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن subject


[ک ُ / ک َ]
{ا}
زمین که به عربی ارض گویند. (برهان ) (آنندراج ). ارض و زمین . (ناظم الاطباء). زمین . (فرهنگ رشیدی ).* زمین مرز را نیز گفته اند. و آن زمینی باشد که کنارهای آن را بلند ساخته باشند که در میان آن زراعت کنند و چیزها بکارند. (برهان ) (آنندراج ). مرز باشد. (جهانگیری ). زمین که کناره های آن جهت کشت مرز بسته باشند. (ناظم الاطباء).
[ک]
{ا}
به لغت زند و پازند ماهی را گویند و به زبان عربی حوت خوانند. (برهان ) (آنندراج ). حوت . ماهی . (ناظم الاطباء). هزوارش «کنا» ، پهلوی «ورک » به معنی بره [ گوسفند ] است . اما هزوارش «کناره ، کانارش » ، کنارس ، پهلوی «ماهیک » (به معنی ماهی ) است . پس «کنا» در متن مصحف «کناره » است . (حاشیه برهان قاطع چ معین ).