تولید
(تُ) [ ع . ] 1 - (مص م .) پدید آوردن . 2 - زادن . 3 - (اِمص .) زایش . 4 - ایجاد.
الکفاءت , الجیل , الناتج , الانتاج , الصناعت
فرآوری، زایوَری
ساخت و ساز، فرآوَرش
ساخت و ساز، فرآوَرش
[ ولد ] 1-زاک (فرهنگ پهلوی) 2-فَرآوری، آپورِش (فرهنگ پهلوی)، ساختوساز، فرآورش 3-مامایی (لاروس)
● fabrication, eneration, aking, anufacture, utput, roduction
■
sf
produzione
---------------- Ghowli@gmail.com
produzione
---------------- Ghowli@gmail.com
■
sf
riproduzione
---------------- Ghowli@gmail.com
riproduzione
---------------- Ghowli@gmail.com
کامپیوتر : generate
عمو می : manufacture , production , Production
مهندسی نساجی : manufacturing , output
مهندسی برق و الکترونیک : make , production
حسابداری : output , production
اقتصاد و مدیریت : output , processing , production
علوم سیاسی : production
مهندسی صنایع : production
مهندسی متالورژی : production
کشاورزی و شیلات : production
مهندسی مکانیک : production , generation
روزنامه نگاری : supply
فنی و مهندسی : production , productory , gearation
علوم بانکداری : production
بازرگانی و تجارت : processing , production
علوم نظامی : generate , production , productory
مهندسی معدن : production , productory
زیست شناسی : birth
دانش شناسی و آموزش : production
فلسفه : production
برنامه ریزی شهری : generation
عمو می : manufacture , production , Production
مهندسی نساجی : manufacturing , output
مهندسی برق و الکترونیک : make , production
حسابداری : output , production
اقتصاد و مدیریت : output , processing , production
علوم سیاسی : production
مهندسی صنایع : production
مهندسی متالورژی : production
کشاورزی و شیلات : production
مهندسی مکانیک : production , generation
روزنامه نگاری : supply
فنی و مهندسی : production , productory , gearation
علوم بانکداری : production
بازرگانی و تجارت : processing , production
علوم نظامی : generate , production , productory
مهندسی معدن : production , productory
زیست شناسی : birth
دانش شناسی و آموزش : production
فلسفه : production
برنامه ریزی شهری : generation
Production
Production
efficiency ==> [.n]: بازده، بهره ورى، راندمان، کفایت، عرضه، میزان لیاقت، تولید، کارآیى، فعالیت مفیدgeneration ==> [.n]: تولید نیرو، نسل، تولید، زایش generation genesis ==> [.n]: پیدایش، تکوین، تولید، طرز تشکیل، کتاب پیدایش (تورات) ـ [.suff]: پسوندى است به معنى " ایجاد کننده "manufacture ==> [.vt. & n]: ساختن، جعل کردن، تولید کردن، ساخت، مصنوع، تولیدoutput ==> [.n]: خروجى، برونداد، محصول، تولید، بازده output production ==> [.n]: تولید، محصول، فرآورى، عمل آورى، ساخت، استخراج، فرآورده production production rule ==> قاعده، تولیدturn out ==> [.v]: تولید کردن، وارونه کردن، با کلید خاموش کردن، اجتماع، ازدحام، تولید، از کار درآمدن، بنتیجه مطلوبى رسیدن، (انگلیس) اعتصاب، اعتصابگرfabrication ==> [.n]: ساختmaking ==> (past: made ; past participle: made) ـ [.v]: ساختن، به وجود آوردن، درست کردن، تصنیف کردن، خلق کردن، باعث شدن، وادار یا مجبور کردن، تاسیس کردن، گائیدن، ساختمان، ساخت، سرشت، نظیر، شبیه make
[ت َ]
{ع مص}
از گوسفند، بچه گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). زاینده گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). زایانیدن قابله زن حامله را و از گوسفند بچه گرفتن . (از اقرب الموارد). زایانیدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ).* پروردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پرورش کردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ).* از اصل چیزی پدید آوردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). پدید آوردن . (دهار). پدید آوردن چیزی از چیزی . (ازاقرب الموارد). به معنی پیدا کردن چیزی از خاصیت و تاثیر نیز مستعمل میشود. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
-تولید مثل ; ... ادامه دودمان موجودات زنده مربوط به نیرو... و طریقه خاصی است که ... تولید مثل نامند. (جانورشناسی عمومی ج 1 ص 26). پدید آوردن نظیر خود. زاد و ولد کردن .
* نزد معتزله فعل صادر از فاعل است با واسطه ای و مباشرت مقابل آن است . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به مباشرت شود.
{ع مص}
از گوسفند، بچه گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). زاینده گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). زایانیدن قابله زن حامله را و از گوسفند بچه گرفتن . (از اقرب الموارد). زایانیدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ).* پروردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پرورش کردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ).* از اصل چیزی پدید آوردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). پدید آوردن . (دهار). پدید آوردن چیزی از چیزی . (ازاقرب الموارد). به معنی پیدا کردن چیزی از خاصیت و تاثیر نیز مستعمل میشود. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
-تولید مثل ; ... ادامه دودمان موجودات زنده مربوط به نیرو... و طریقه خاصی است که ... تولید مثل
* نزد معتزله فعل صادر از فاعل است با واسطه ای و مباشرت مقابل آن است . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به مباشرت شود.


